|
سلام... سلامي به بلندي بيل!!!!! به محكمي كلنگ! به گردي استانبلي! به سرعت فرغون! به تيزي شاقول! به انعطاف پذيري طناب! به لبريزي دوغاب! به سختي سيمان! به صافي ماله! به وسعت بشكه! به معرفت عمله! به قدرت كارگر! به ظرافت گچ كار! به لطافت معمار! به شجاعت صاحب كار! به رشادت مهندس! به صلابت جوشكار! به محبت صافكار! به رفاقت همكار! به سر كار گذاشتن توي بيكار ببخشید شوخی کردم/خوبی؟؟؟خوشی؟؟؟ممنون که نظر دادی...مااااااااااچ
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 20:45 توسط نادیا |
متولد سال 1360 شمسی _ بیست و هفت ساله محل تولد : تهران یاسر از سن شانزده سالگی به موسیقی رپ علاقه داشت و از آن زمان به بعد به آن گوش میداد. هنگامی که پدرش برای کارهای تجاری به آلمان سفر می کرد برای او سیدی های خوانندگان سبک هیپ هاپ و به خصوص توپاک را می آورد. بعد از مرگ ناگهانی پدرش تمام مسئولیت خانواده بردوش او افتاد و توانست به سختی بدهی های پدرش را بپردازد. او در هجده سالگی فکر رفتن به دانشگاه را از سرش بیرون کرد وبرای حمایت از خانواده اش _ مادر،برادرکوچکش و خواهرانش _ مشغول کار شد. در این هنگام بود که شروع به نوشتن شعر کرد که خیلی زود تبدیل به متن آهنگ هایش شد. این کار باعث می شد تا او به یاد پدرش بماند. زلزله ی بم تاثیر عمیقی بر روی یاس گذاشت و باعث شد تا او اولین آهنگش را به نام بم بنویسد که ابتدای خواندن حرفه ای او بود. او متوجه شد که توانایی گفتن تمام واقعیت ها را به زبان رپ دارد. او تصمیم داشت تا برای کارهایش مجوز بگیرد ولی برای این کار با مشکلات زیادی مواجه شد و بارها مورد تمسخر قرار گرفت، ولی در نهایت موفق شد و توانست برای شش آهنگ از ده آهنگش مجوز بگیرد. پایان می یابد. او در آهنگ هایش ناسزا نمی گویدو از بیان مسائل خشن اجتناب می کند. کارهای یاس امروزه به قدری موفق شده که به نوعی به استاندارد جدیدی در رپ فارسی تبدیل شده ... + نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 4:24 توسط نادیا |
در زمان های گذشته، پادشاهی تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد و برای اين كه عكس العمل مردم را ببيند خودش را در جايی مخفی كرد. بعضی از بازرگانان و نديمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از كنار تخته سنگ می گذشتند و بسياری هم غرولند می كردند كه اين چه شهری است كه نظم ندارد. حاكم اين شهر عجب مرد بی عرضه ای است و ... با وجود اين هيچ كس تخته سنگ را از وسط بر نمی داشت. نزديك غروب، يك روستايی كه پشتش بار ميوه و سبزيجات بود،نزديك سنگ شد. بارهايش را زمين گذاشت و با هر زحمتی بودتخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را كناری قرار داد. ناگهان كيسه ای را ديد كه زير تخته سنگ قرار داده شده بود، كيسه را باز كرد و داخل آن سكه های طلا و يك يادداشت پیدا كرد. پادشاه در آن يادداشت نوشته بود: " هر سد و مانعی می تواند يكشانس برای تغيير زندگی انسان باشد."
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 16:10 توسط نادیا |
آب اگر چه بی صداترین ترانه بود
تشنگی بهانه بود من به خوابهای کوچک تو اعتماد داشتم چشمهای عاشق تو را به یاد داشتم می وزید عطر سیب سمت خوابهای ساده و نجیب من به جستجوی تو در هوای عطر موی تو رفت و آمد کبود گاهواه ها زیر چتر روشن ستاره ها تا هنوز عاشقم تا هنوز صبر می کنم ابر می رسد باد مویه می کند چکه چکه از جلوی ناودان یاس تازه میدمد یاس یاس تازه تا......من هنوز تشنه ام تا هنوز تشنگی بهانه است آب بی صداترین ترانه است تا هنوز عاشقم تا هنوز صبر می کنم... نادیا - 20 با عنوان فانوس به روز شد WWW.NADIA-20.BLOGFA.COM + نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 15:5 توسط نادیا |
كه من تمامي شب
بگو
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد 1387 14:17 توسط نادیا |
سلام به همگی ممنون از نظرات خوشگلتون به خدا شرمنده میدوم همتون از دستم ناراحتین ولی به خدا یه مشکلی داشتم که یکی دو ماهی نتونستم به هیچ وجه آن بشم ساااااااااری... اما خدا را شکر مشکلاتم تقریبا اکی شده و خوشبختانه یا بدبختانه برگشتم که باز از نو شروع کنم البته با کمک شما رفقا... شما که همیشه بهم لطف داشتین و با نظراتتون کلی دل منو شاد کردین///به خدا یه دنیا مرسییییییییییییییییییییییییییییی مادربزرگ که بوسم میکند میگوید "الهی بمیرم برات! قربونت برم!" مادربزرگ بقیه بچه ها را هم که بوس میکند همین را میگوید! مادربزرگ همش برای همه میمیرد! مادر میگوید این از عشق است! مادر بزرگ همه تان را دوست دارد! من اما هیچوقت نمیفهمم چرا آدمها وقتی کسی را دوست دارند دلشان میخواهد بمیرند...؟ + نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387 16:13 توسط نادیا |
اعترافهای عاشقانه چه سخت است دل كندن چه سخت است فراموش كردن، بی خیال شدن، خود را به آن راه زدن این سختی، تقاص سكوت است تقاص فاصله ای است كه سكوت خالق آن است دانه های درشت برف آرام و بی صدا روی زمین می نشیند. صدای گهگاه برخورد قطرات ناشی از آب شدن برف با لبه بیرونی قاب پنجره است كه سكوت را می شكند و من را به خود می آورد هفت روز گذشت و گویی فضای سیاه حاكم بر اتاق كوچك من مقاوم تر از هجوم سپیدی بیرون است هفت روز گذشت و نامه بدون نام و نشان روی میز میماند.....
+ نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد 1387 15:21 توسط نادیا |
سلام... کی گفته من کنکور داشتم؟؟؟؟ از همتون ممنونم که این مدت منو تنها نذاشتین
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387 18:0 توسط نادیا |
سلام به همگی........!!!!!!!!!!!!!!!!!! بابت تاخیرم معذرت میحوام شب برمیگردم راستی... نادیا دیگه ۲۰ سال دارد + نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 14:25 توسط نادیا |
سلام سلام سلااااام....به همگی خیلی ممنونم از شرمنده کردناتون راستش آپ امروز یه نظر سنجی فوتبالیه خواهش میکنم حتما توی نظرتون قید کنید که کدام یک از عددها با فرضییه شما مطابقت دارن(حال میکنین تا میرم تو تیریپ ادبیااااا خبرگزاري فارس: سرمربي تيم ذوبآهن گفت: از ميان تمام مدعيان، تيمهاي فوتبال سپاهان و پرسپوليس بخت اصلي براي قهرماني در ليگ برتر هستند... و اما نظر سنجی.... پرسپوليس يا سپاهان قهرمان ليگ برتر ميشوند ؟؟؟ ۱ ) پرسپولیس ۲ ) سپاهان ۳ ) مساوی منتظر نظرات خوشممممممملتون هستم... + نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 16:7 توسط نادیا |
|
| ||||||